در مقاله قبلی اشاره کردیم که تمام کمپین‌ های بازاریابی تلفنی شبیه هم نیستند. تمام آن ها مزه و الگوی خاص خود را دارند و علی رغم انواع مختلفشان، اغلب کمپین‌ ها مشکلات و کاستی ‌های مشابهی دارا هستند.

در این مقاله به سه نکته دیگر که هنگام راه اندازی یک کمپین بازاریابی تلفنی به آن ها برمی ‌خوریم، می پردازیم:

 

-مثبت باشید:

وقتی یک کمپین بازاریابی تلفنی آغاز می ‌شود، گرم کردن کمی زمان می ‌برد. حتی در داده‌ های به دقت انتخاب ‌شده نیز برخی اوقات ورودی‌ ها و شماره ثبت ‌های TPS اشتباه دارند و شرکت‌ هایی وجود دارند که کسب ‌وکارشان متوقف شده است. بهترین شرکت ‌ها باید پیدا شوند، ایمیل‌ های ارسال شده به افراد درست و افراد تصمیم ‌گیرنده باید ردگیری شوند.

اگر در تلاش هستید با افرادی صحبت کنید که پول در جیبشان است (یا حداقل به آن دسترسی دارند)، بدانید که آن ها همیشه افراد پرمشغله ‌ای هستند. احتمال صحبت با آن ها در تماس اول نزدیک به صفر است.

تمام این تمیزکاری ‌ها و شکارها زمان می ‌برد و صرف زمان با آن چه به نظر زیاد قابل‌ توجه نیست، باعث ایجاد حس کلافگی می‌ شود.

در نتیجه، سرحال ماندن پس از تمام شدن همه چیز حیاتی‌ است. حقیقت این است که هیچ وقت متوجه نمی شوید چه زمانی به اولین تصمیم‌ گیرنده‌ روزتان برخورد می ‌کنید، بنابراین در هر تماس تا حد ممکن مثبت ظاهر شوید.

 

-تعریف موفقیت:

همان ‌طور که پیش از این در موردش صحبت کرده‌ ام، یک مشتری راغب لزوما یک مشتری راغب نیست. مهم است پیش از این که تماس‌ گیرندگان شروع به زنگ زدن کنند، همگی در مورد محل و شکل هدف آگاه باشند.

برخی مشتریان ممکن است قرارهای رو در رو در سایت مشتری بالقوه را ترجیح دهند. برخی دیگر ممکن است تماس تلفنی در زمانی مشخص ‌شده را بخواهند؛ سایرین نیز هنوز ممکن است «وبینار» را به‌ عنوان نتیجه بخواهند. تمام این کارها را می‌ توان انجام داد، فقط باید بدانیم چه کسی را هدف بگیریم.

ممکن است دو شرکت خدمات نظافتی به ما مراجعه کنند و هر دو بخواهند ما قرارهایی با شرکت‌ های جنوب شرق انگلستان تنظیم کنیم. اگر در نگاه اول این کمپین‌ ها به نظرتان مشابه آمد، شما را می ‌بخشیم. اما یکی از این شرکت ‌ها می‌ خواهد هدفمان کسب ‌و کارهای کوچک تر باشد و شرکت دیگر به دنبال مشتریانی از کسب ‌و کارهای بزرگ تر است. بنابراین هدف نهایی یکی ا‌ست – تنظیم قرار، اما روش شکارمان بسیار متفاوت خواهد بود.

چارچوب ‌های متعددی در بازاریابی تلفنی وجود دارد که می ‌توانند برای ارزیابی موفقیت مفید باشند، مانند BANT (بودجه، اختیار، نیاز، زمان ‌بندی) (Budget, Authority, Need, Timing) اما هر کسی اولویت ‌های مخصوص به خود را دارد. هیچ چارچوبی نمی ‌تواند همیشه پاسخگوی تمام نیازها باشد.

وقتی تصمیم گرفتید موفقیت برای مشتری به چه شکل خواهد بود، همچنین می ‌توانید در مورد امتیازات اضافی قابل‌ ارائه فکر کنید. چیزهایی مانند آدرس ‌های ایمیل به ‌روز و دقیقِ افراد مناسب، ارزش زیادی دارند. همچنین اطلاعاتی در مورد سیکل ‌های خرید شرکت مشتری بالقوه و انواع محصولاتش نیز می ‌تواند در هنگام تنظیم قرار ملاقات، به دردتان بخورند.

 

-گزارش ‌دهی:

به همان روشی که ارتباط باید مناسب با نیازها و تمایلات مشتری هماهنگ باشد، گزارش ‌دهی نیز باید در زمان مناسب و به شکلی اثربخش اجرا شود.

یک گروه اطلاعاتی از یک کمپین بازاریابی تلفنی بیرون می ‌آید که برخی اوقات از انتظار (یا نیازهای) مشتری نیز بیشتر است. پیدا کردن داده های مناسب برای نیازهای شخصی هر مشتری کار بسیار مهمی ا‌ست.

برخی از اطلاعات جمع ‌آوری ‌شده همیشه بلافاصله مفید شناخته نمی ‌شوند و برخی توضیحات ممکن است مورد نیاز باشد. اطلاعاتی مانند تعداد تماس‌ های گرفته‌ شده و تعداد قرارهای تنظیم‌ شده از مهم ترین اطلاعات هستند اما اگر عمیق‌ تر شوید، ممکن است گنجینه ‌ای از اطلاعات را پیدا کنید که باعث تعجب شما شود.

برخی اوقات اطلاعات جمع‌ آوری ‌شده از تماس های «علاقه‌ ای ندارم» نیز می ‌تواند به اندازه‌ اطلاعات تماس ‌های موفق، مفید واقع شوند. ما نه تنها دلیل عدم علاقه‌ آن کسب ‌و کار را ثبت می ‌کنیم، بلکه اگر در آینده ممکن است علاقمند شوند یا نه را نیز تعیین می کنیم.

این تکه‌ های اطلاعات باید به سفارش دهنده توضیح داده شوند تا ارزش کامل کمپینش مشخص شود و او بتواند هنگام طرح ‌ریزی برای تجربیات مشتریان راغب در آینده، از داده ‌های جدیدش استفاده کند.

البته اینها تنها ۷ چالش پیش ‌روی کسانی که درگیر طراحی، راه ‌اندازی و تکمیل یک کمپین بازاریابی تلفنی هستند، نبودند اما مطمئنا به درد بخور هستند و اجتناب از آن ها ممکن نیست.

منبع: ttmc