اگر استراتژی تان برای بازاریابی محتوا ( کانتنت مارکتینگ ) این است که هر چند وقت یک بار پستی را در یک وبلاگ منتشر کنید و منتظر باشید که سر و صدایی به پا کند، بهتر است درباره این استراتژی تجدید نظر کنید!

 

اگر می خواهید در کانتنت مارکتینگ حرف اول را بزنید و از «خوب» به «فوق العاده» تبدیل شوید، باید در این عرصه به بهترین نحو بازی کنید و به اصطلاح هر چه در توان دارید، به کار بگیرید. شما می بایست با دقتی مثال زدنی، روی «مخاطبان هدف» متمرکز شوید و متدهای خود را در این راه به تدریج بهتر و بهتر کنید، تا در نهایت به ترکیبی کامل از استراتژی ها و تاکتیک های راهگشا دست بیابید.

به نوع شخصیت مشتری (پرسونای مشتری) مرکز تماس توجه کنید.

به طور کلی، می بایست به ویژگی های گوناگون مخاطبان یا مشتریان خود و به طور خاص، به «پرسونای مشتری» توجه داشته باشید. به نظر می رسد که استراتژی های بازاریابی، همواره با موضوع «نیازهای مشتریان» که یک اصل مهم و اساسی در بازاریابی محتوا است، آغاز می شود؛ اما بدانید که بدون توجه به پرسونای مشتری، محتوای شما به جای اینکه «فوق العاده» باشد، در وضعیت «خوب» باقی می ماند.

اما (پرسونای مشتری) چیست؟ چهره مشتری یا پرسونای مشتری، پرتره ای ذهنی از یک مشتری هدف است که قابل درک و قابل توصیف با جزئیات باشد. همین که موفق شدید به تصویری از پرسونای مشتری دست یابید، یعنی آماده اید این پنج اصل را به کار گیرید تا به یک بازاریابی محتوای فوق العاده دست یابید:

۱. جلسات هفتگی با تیم محتوا

پژوهش های مرتبط به بازاریابی محتوا در سال ۲۰۱۶ نشان می دهد که از میان ۱۰ تیم از تاثیرگذارترین تیم های بازاریابی محتوا، ۶ تای آن ها جلسات هفتگی با تیم تولید محتوای خود داشته اند و در آن جلسات، به مرور و اصلاح برنامه های تیم پرداخته اند. بسیاری از افراد تصور می کنند که خلاقیت، عنصری است که در تنهایی جلوه می یابد، اما حقیقت این است که اغلب افراد با استعدادهای تحسین برانگیز، اگر در تیم فعالیت کنند نتایج بهتر و جالب توجه تری خواهند داشت، تا فعالیت به صورت فردی و در تنهایی. جلسات هفتگی باعث افزایش خلاقیت، برقراری ارتباطات موثر و ارتقای کیفیت بازاریابی محتوا در خیلی از شرکت ها شده است.

۲. استراتژی برند خود را طراحی کنید

بهترین شرکت های بازاریابی محتوا، برندسازی خود را بر مبنای یک استراتژی مشخص پایه ریزی می کنند. سعی کنید دریابید که برند شما بر چه چیزی استوار است و چه ارزشی را به مشتریان هدف ارائه می دهد. هر محتوایی که شرکت شما تولید می کند، باید ارزش های درونی برند شما را عمیقا منعکس کند؛ به طوری که مشتریان در اولین مواجهه با محتوای تولیدی شما، فوراً دریابند که آن محتوا متعلق به شما و محصول شرکت شماست. هر نقطه قوتی که در محتوا هست و هر ارتباطی که با مخاطبان برقرار می شود، باید بر ارزش برند شما بیفزاید، تا مشتریان شما را به مشتریان ثابت و وفادار تبدیل کند.

۳. به اسکجول کردن (زمانبندی منظم) برنامه ها توجه کنید

اسکجول کردن، یک ترفند بنیادین برای موفقیت است، اما افراد کمی آن را انجام می دهند و البته افراد کمتری به انجام آن «گیر می دهند»! بازاریابی محتوا کاراتر می شود، در صورتی که طبق برنامه مشخصی، با مخاطبان یا مشتریان خود همراه شوید. این باعث می شود مشتریان شما منتظر دریافت محتواهای شما شوند و این انتظار، همراهی بیشتر آن ها با محتواها را افزایش می دهد. این همراهی در اصل، قانون طلایی برای داشتن یک محتوای «فوق العاده» است. یک برنامه زمانبندی منظم برای محتواها که منحصر به شرکت خودتان باشد را ایجاد کنید و بدون وقفه آن را دنبال کنید و برای این هدف، از ابزارهای به روز و موثر استفاده کنید.

۴. از رسانه های گوناگون استفاده کنید

وقتی از کلمه «محتوا» استفاده می کنید، احتمالا تصوری که دارید عبارت از یک سری نوشته مثل پست برای وبلاگ، کاغذ نوشته، مطالعات موردی، کتاب های الکترونیک و مانند این ها است. شاید به این لیست «ویدئو» را هم اضافه کنید؛ اما دنیای تولید محتوا فراتر از این ها است: با استفاده از رسانه های متعدد و مختلف، چشم انداز خود را در عرصه تولید محتوا گسترده تر کنید. افراد مختلف، ترجیح می دهند مواد اطلاعاتی و محتواها را در فرمت های گوناگون دریافت کنند. بعضی افراد که از رسانه های صوتی در آموزش بهره می گیرند، پادکست ها را ترجیح می دهند، در حالی که افرادی که با نگاه کردن به تصاویر، فراگیری بهتری دارند، با محتوای نوشته شده یا ویدئویی ارتباط بهتری برقرار می کنند. همچنین اشخاص دیگری هستند که با محتواهای کاغذی، چک لیست ها (سیاهه ها)، کتاب های تمرین و حل کردنی ها بیشتر ارتباط برقرار می کنند. استراتژی تولید محتوای خود را با استفاده از رسانه های مختلف شکل دهید، تا سبک های شخصیتی گوناگون را به محتواهای خود جذب کنید و آن ها را با خود همراه کنید.

۵. ریسک کنید

«اگر دارید کاری را می کنید که همیشه انجام داده اید، یقیناً نتیجه ای را خواهید گرفت که همیشه گرفته اید». این سخن معروف حقیقتی است که در کانتنت مارکتینگ نیز صدق می کند، همچنان که در دیگر عرصه های زندگی صادق است! رهبران بزرگ، متفکران و هنرمندان جهانی، همگی انسان های ریسک کننده ای هستند. بتهوون در عرضه کردن هنر خود یک ریسک بزرگ کرد؛ او فرم سمفونی را از آن شکل صحیح کلاسیک مشخص و مقبولی که تعریف شده و بارها تکرار شده بود، کاملا تغییر داد و موومان ها و ارکستراسیون های تصنیف شده خودش و در واقع، انتظارات خودش را جایگزین آن ها کرد. استیو جابز با تمرکز بر آن کاری که شرکت اپل به بهترین نحو انجام می داد و با تشویق تیمش برای فکر کردن به آن شیوه، نگاه ما به کامپیوتر های شخصی را تغییر داد. در سراسر تاریخ کسانی بوده اند که بر دیگران تفوق و برتری یافتند، تنها به این دلیل که تصمیم گرفتند ریسک کنند و مسیر تازه ای را برای فکر کردن و عمل کردن برگزیدند.